دختر قشنگم سلام
بالاخره با کلی تاخیر اومدم این روزا نای نوشتن ندارم برا خاطر اینه که سرما خوردی و حسابی کسل و بهونه گیر شدی و اجازه نمیدی از کنارت تکون بخورم این بیماری انگار قصد کوچ نداره شبا تب میکنی و صدای ناله هات خون به جیگرمون میکنه
سرگرمیت شده آب بازی انگشتتو به طرف آشپزخونه می گیری و میگی آب اگه چن ثانیه دیرتر برات آب بیارم خونه رو سرمون اوار میکنی دوتا لیوان میخوای یکیشو باید آب بریزم اون یکی خالی آبو از این لیوان می ریزی تو اون ازاون به این یکی اونقدر اینو تکرار میکنی که هیچی آب ته لیوان نمی مونه و همش رو فرش می ریزه و گاهی که تشنه می شی یه کوچولو آب میخوری و بعد دستاتو تو لیوان می شوری بعد لیوان به طرف دهنت میبری و میگی کثیپه (کثیفه)و میخوای که یه لیوان اب تمیز بیارم
نصف شب بیدار میشی میگی پته مخام (پسته میخوام)و یا گیو بد(گردو بده)
بابا یا مادر جون که از در میان با خوشحالی میگی بابا آمد ددر جون آمد
غذا که میخوری سرتو تکون میدی و میگی به به
علاقت به رقص زیاد شده روبروی مونیتور میشینی و دستاتو تکون تکون میدی یعنی میخوای رقص ببینی و گاهی میگی آهین (آهنگ)یعنی آهنگ بزار برقصم
عکس پایین مربوط به سومین سالگرد ازدواج مامان و بابا بود
این روزا مدام دست میزنی و تبلد تبلد میگی میخوای برات شمع روشن کنیم و تو فوت کنی و دوست داری فیلم تولد یه سالگیتو ببینی
سالگرد ازدواجمون بابا جون زحمت کشید کیک و فشفشه خرید و تو کلی سر ذوق اومدی و خوشحال شدی و تبلد تبلد گفتی فدات بشم که این همه خانم شدی
کیکتو که خوردی رفتی پشت میز کامپیوتر نشستی

اینم عکسای سفرت به زادگاه بابا جون
سبزیهای رو که عمه تو باغچه کاشته بود و میکندی

عشق من
می خواستی چی شکار کنی


بقیه عکسارو در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب ...



































ت










































